طراحی معماری و برنامه ریزی دانشگاههای متمرکز و پراکنده
_ در ابتدا به تعریف دانشگاههای متمرکز پرداخته، دانشگاههایی که در یک محوطه خاص ساخته میشوند و ساختمان هر مجموعه یا هر دانشکده با فاصله کمی از ساختمان بعدی ساخته میشود، در نتیجه یک مجموعه ساختمان اموزشی هماهنگ با محوطه سازی اموزشی ایجاد میشود. به این ترتیب هم میتوان از ساختمانها کاربرد مفید بوجود اورد و هم میتوان از فضای ایجاد شده مابین ساختمانها فضای سبز با کاربرد اموزشی به وجود اورد این نمونه از دانشگاهها را میتوان دانشگاههای متمرکز نامید. بهتر است دراین نمونه فضای اداری در مرکز قرار گیرد تا ارتباط ان با سایر دانشکدهها و بخشها بطور بصورت یکنواخت و قابل استفاده باشد و فضای مسکونی که شامل خوابگاهها میباشد در بیشترین فاصله با فضای اموزشی قرار گیرد زیرا افرادی در این خوابگاهها زندگی میکنند که از شهرهای دبگر به این دانشگاهها امده اند و امد و شد انها به هیچ وجه نباید از مابین فضاههای اموزشی و دانشکدهها صورت گیرد. این وظیفه معمار میباشد که علاوه بر ارتباطات دانشکدهها با خوابگاهها، ورودی جداگانه ایی را برای دانشجویان ساکن در خوابگاهها به خارج و داخل محوطه طراحی کند.
_ همبشه و در همه جا ارتباط فضای مسکونی با دیگر فضاهها بسبار مهم خواهد بود زیرا اگر انسان در مکانی زندگی میکند تا به ارامش برسد باید حد و مرزی بین این فضا و دیگر فضاهها بخصوص فضاههای اشتغال و کار وجود داشته باشد، در امر طراحی دانشگاه نیز این اصل معماری کاربرد دارد چرا که شغل و حرفه اصلی یک دانشجو تحصیل میباشد پس اگر وی در خوابگاه احساس استراحت و ارامش نداشته باشد در فضای اموزشی نیز به امر تحصیل محقق نخواهد شد.
_ بخشها و فضاهای دیگر دانشگاههای متمرکز مد نظر نیست در اینجا منظور تعریف واحد اموزشی متمرکز بود که شامل یک مجموع ساختمان در یک محوطه میباشد، از نظر علم طراحی معماری همه اندامهای طرح در جای خود کاربرد مفید دارند اما زمانی که تعداد متقاضیان از ظرفیت پیش بینی شده فضای اموزشی بیشتر شود در نتیجه امکانات اموزشی لازمه که اصلی ترین ان در این گونه پروژهها فضای اموزشی بوده نیز محدود میشود و فضای لازمه برای دانشجوی طالب علم نه تنها کابرد پژوهشی پیدا نمی کند بلکه از نظر امر اموزش نیز دچار مشکل میشود تا جایی که سولات فوق بوجود میاید:
E اگر فضای اموزشی لازم برای دانشجویان وجود نداشته باشد امر اموزش به رسالت اصلی خود در فضای مجازی مینواند عمل کند؟
E ساختمانی که در گوشه ایی از شهر پرجمعیت به عنوان پردیس فرعی دانشگاه انتخاب میشود پاسخگوی کمبود فضای اموزشی خواهد بود؟
E شعبات و پردیسهای فرعی دانشگاهها چه امکانات و ویژگیهایی باید داشته باشند؟
E پراکندگی پردیسها در تحصیل دانشجویان به عنوان نقاط ضعف یا قوت تاثیر گذارند؟
_ تمامی سولاتی که مطرح شد خود دلایلی بر بوجود امدن دانشگاههای پراکنده میباشد لذا که هیچ طراح مرکز اموزش عالی علاقه مند نیست تا مجموعه ایی از ساختمانهای اموزشی را طراحی کند که در نقاط مختلف یک شهر پراکنده باشند و در اخر هم مجبور به ایجاد ارتباط بین انها باشد. همین طور که گفته شد دانشگاه پراکنده از ابتدا ایجاد نمیشود بلکه تعداد دانشجویان و یا کمبود فضای اموزشی باعث ایجاد این امر میشود برای جلوگیری از این مشکل معماری باید به اصول اولیه طراحی دانشگاه رجوع شود: در ابتدای طراحی یک مرکز اموزشی همیشه سایت پلان و یا زمینی انتخاب باید شود که در صورت توسعه و گسترش این مرکز، مشکل کمبود فضا برای طراحی بوجود نیاید ولی از انجا که همیشه برنامه ریزیهای شهری در حال تغییر است در اکثر شهرهای بزرگ به دلیل وسعت زیاد زمین دانشگاه، این محوطه ناخودگاه وارد برنامه ریزی شهری میشود.
_ در ترتیب اثر بخشیدن به مشکل پراکتدگی دانشگاهها یکی از راه حلهای بوجود امده در چند دهه اخیر ایجاد پردیسهای فرعی بوده است. منظور از پردیس شعبه دیگر دانشگاه میباشد که فقط ایجاد ان مشکل پراکندگی فضای اموزشی را حل نمیکند بلکه برنامه ریزی برای پردیس فوق و قرار دادن رشته های تحصیلی مربوطه در ساختمان جدید نیز بسیار پر اهمیت میباشد. از مسائل دیگری که در ایجاد این پردیسها مهم باشد ترانزیت دانشجو تا شعبه اصلی دانشگاه بوده که باید به گونه ایی باشد تا اسانترین و سریع ترین امکان برای این گونه نقل و انتقاالات بوجود اید، پردیس فوق باید اکثر نیازهای دانشجویان را در خود حل کند که از انتقال دانشجو تا حد امکان جلوگیری شود.
تصاویر فوق مربط به انالیز دانشگاه شیراز میباشد که فاصله پردیس اصلی دانشگاه تا دانشکده معماری در ان مشخص شده است.
نویسنده دکتر علی امامیانفر متخصص ساختمانهای اموزشی (معماری اموزشی)
